بسم رب الحسین
این نوشته مربوط به محرم پارسال در هیات حضرت قاسم دماوند است که یکی از آشنایان که استاد بنده در این نوع نوشته هم هستند یعنی من از ایشون این سبک نوشته رو یاد گرفتم. و همه سبک های نوشته در این وبلاگ رو از ایشون یاد گرفتم . هست.
بارها شنیدی و شنیدم که چقدر بهشون سخت می گذره ،اما آیا تا حالا خوب بهش فکر کردی؟؟؟
شاید بگی اصلا چه ربطه داره به محرم؟
بهت می گم عجله نکن ...........
داشتم می گفتم-بهشون خیلی سخت می گذره،دستت رو بذار رو دهنت حالا با دست دیگه بینی تو بگیر،حالا نفس بکش؛ سخته ؟ نه؟
یه عمره .........
یه عمره داره اینجوری نفس می کشه ........
برا تو....
برا من ....
برا همه بچه شیعه ها .....
بچه شیعه!
حواست هست چی می گم یا نه؟
خیلی نامردیم اگه به یادشون نباشیم !!
.
.
.
.
.
.
چشم انتظاری سخته؟
خیلی؟
اما من و تو که مادر نیستیم بدونیم مادرش چی می کشه؛ آخه میگه 18 ساله از جنگ می گذره اما هنوز نیومده....
.
.
.
.
.
.
تا حالا جنازه 2 کیلویی دیدی؟
عمرا دیده باشی!!!!!!!!!
باباش می گفت؛ وقتی جنازش رو آوردن فقط دو کیلو بود .پسرش رو می گفت،می گفت تو جبهه خمپاره خورد تو سرش ؟
گفتم بازم ازش برام تعریف کن ؛
گفت:
به خدا جلوم حتی 4 زانو هم ننشست،همیشه جلوم دو زانو بود.
حتی یه بار هم ناراحتم نکرد.....
از نمازش که دیگه نگو .....
.
.
.
.
.
خب به نظرت به اینا چی میشه گفت؟
شهید؟ مست؟ عاشق؟
من میگم:
عاشق امام حسین!
خب حالا روت می شه به خودت بگی شیعه امام حسین.....
من که حتی روم نمی شه بگم من عاشق امام حسینم ......
بچه ها خیلی جرات می خواد ،آدم ادعای عشق امام حسین رو بکنه؟
ولی خیلی سخت نیست:
یه شرط دارد:
تعص الله و انت تظهر حبه
هذا محال فی الفعال بدیع
لو کان حبک صادقا لاطعته
ان المحب لمن یحب مطیع
البته توجه داشته باشید که مخاطب این نوشته نوجوانان هستند وگرنه سنگین ترش هم هست براتون می نویسم.



