تبليغاتX
دل نوشته های یک دانش آموز
خداوندا به تمام دارایی هایت قسم می دهم تو را مقام عالی سید جواد را متعالی بنما صفحه نخست ایمیل مدیر
دل نوشته های یک دانش آموز

بسم رب الحسين

غدير چشمه جوشش شيعه است.

شيعه از غدير آبرو دارد.

شيعه مذهبش را مديون كساني است كه با جهاز اشترانشان براي پيامبر جايگاه درست كردند

......

چه شده است كه پيامبر همه را در كنار خم مي‌خواهد جمع كند ؟!

به يقين اتفاقي مهم رخ داده كه پيامبر بازماندگان و پيش رفتگان را فراخوانده است .

آري .............

اتفاق بسيار مهم است ...........

جبريل امين امروز نازل شده و گفته است كه اليوم اكملت لكم دينكم يعني امروز دينتان را براي شما تمام كردم....

آري ..........

غدير رخ داد تا پس از محمد(ص) پست فطرتان دنيا دوست  و مردمان نامرد اسلام را به دست نگيرند.

آنان كه دلبستگي به دنيا و چشم به بيت المال آنها را فريفته بود.

درست است..........

اين اليوم اكملت لكم دينكم يعني:

عظمت علي (ع) .........

يعني خدا مي‌فرمايد: علي اكمال دين است ..........

يعني علي بعد از پيامبر است ........

يعني اگر محمد نباشد ،علي تجلي خداست و اگر او هم باشد علي تجلي خداوند است؛ اما بعد از محمد........

اين آيه يعني بعد از محمد شيعه آلش باشيد ...........

و اين يعني شيعه كارش به غير پاكبازي نيست  و سني به پوچ چنگ مي‌زند.

حنبلي و شافعي و ابابكر و عمر و عثمان همه خاك كف پاي سگ سگ سگ سگ سگ سگ سگ سگ سگ سگ سگ سگ سگ سگ سگ سگ سگ سگ قنبر(غلام اميرالمومنين) هم نمي‌شوند.

غدير رخ داد تا مردماني به از معصومين نماينده اسلام نباشند.......

...........

اما غدير خاموش شد .........

اما نواي غدير در گلوها خفه شد............

آري.........

هم ابوبكر، هم عمر و هم عثمان (لعنه الله عليهم اجمعين الي يوم القيامه) مي‌دانستند كه علي خليفه است ولي ...

خاصيت شيطان بدذاتي است ..........

............

اين آيه اليوم اكملت لكم دينكم يعني  علي اللهي نباشيد به وسيله علي اللهي باشيد.

اليوم اكملت لكم دينكم يعني فقط در اين عالم شيعه كامل است و اگر سعي كند مي‌تواند خدا را بشناسد.........

ولي شيعه داريم تا شيعه........

امروز شيعيان مانند مرغ سر در گريبان خود كرده اند و ديگر به مسايل ديني كار ندارند. ((خدا خير بدهد اين دولت را وگرنه ديگر در ايران اصلا چيزي به نام خداوند ياد كسي نبود))

چرا امروز اينگونه شديم؟؟؟؟؟؟؟؟؟

آيا مي‌دانيد شيعه يعني چه؟

شيعه يعني كسي كه پا در جاي پاي حبيب و مولايش بگذارد.

شيعه واقعي يك دنيا عشق است و آيا واقعا ما شيعه هستيم.

 

اللهم عجل لوليك الفرج

سيد به يادمان باش

نوشته شده توسط مجنون در جمعه هفتم دی 1386
لينك مطلب

بسم رب الحسين

مسلميه .........

مسلميه مقدمه اي براي رسيدن به واقعيت هاي عاشوراست .....

اولين شهيد.....

اولين سرباز......

اولين سفير .........

مسلميه شروع است .....

يك شروع فداكارانه .......

يك شروع زيبا .........

زيباييش از آن جهت است كه حسين ار ابتدا اقوام و خويشانش را براي حادثه كربلا پيش فرستاد.........

 و صد البته كه مسلم هم با آغوش باز اين مسئوليت را پذيرفت  زيرا كه مي‌خواست خدا را با آغوش باز در آغوش بگيرد.

 

 

 

اي كاش!

اي كاش مسلم مي‌توانست به حسين بگويد كه به كوفه نيايد .......

 و اگر مي‌توانست .........

اينگونه نمي‌شد .......

مي‌پرسي چگونه نمي‌شد؟

حنجره علي اصغر با تير سه شعبه دريده نمي‌شد......

فرق علي اكبر دوتا نمي‌شد .....

دستان عباس جدا نمي‌شد......

چشمانش كه نوربخش عالمي است تير نمي‌خورد .....

 در قتلگاه شمر روي سينه حسين نمي‌نشست......

زينب كتك نمي‌خورد............

رقيه در گوشه خرابه جان نمي‌داد ...........

 و چندين و چند موضوع ديگر اتفاق نمي‌افتاد .......

ولي با همه اينها اگر كربلا نبود ، اسلام نبود

اگر خون حسين ريخته نمي‌شد و زينب آينه انعكاس  كربلا نبود امروز شيعه اي وجود نداشت  و كسي ديگر منتظر مهدي نبود.

عاشقان بپاخيزيد........

كه مسلميه شروع عاشوراست .......

محرم از امروز شروع مي‌شود نه از يك ماه ديگر .......

 

ایام مسلمیه تسلیت باد.

اللهم عجل لولیک الفرج

برای شادی روح سید جواد ذاکر صلوات

نوشته شده توسط مجنون در پنجشنبه بیست و نهم آذر 1386
لينك مطلب

بسم رب الحسين

چه غمي آسمان را گرفته است ........

الان بايد مدينه سياهپوش باشد اما... .....

اما مگر اين وهابي هاي از خدا بي خبر مي‌گذارند......

باقر بن علي چشم از دنياي پر زرق  و برق بسته است..........

 و مهدي باز رخت مشكي بر  تن  كرده است............

مويه مي‌كند، لطمه مي‌زند، سينه مي‌زند و شيون مي‌كند از ظلم هايي كه بر اين جدش روا داشته اند.........

مگر همه پدرانش اينگونه شهيد نشده اند.؟

 جواب اين است :

 چرا ولي اين امام امامي فراتر از اين اوصاف است ،آخر او نه تنها ظلم هايي كه بر خودش و پدرش روا داشته اند ديده است. بلكه ظلم هايي را ديده است كه بر جد غريبش حسين روا داشته اند.

ظلم هايي را ديده است كه بر عمه سادات روا داشته اند........

آري .....

او در كربلا بوده است و همه صحنه ها را ديده است ........

ديده است كه ذوالجناح بي سوار  به سوي خيمه ها مي‌تازد.

 

اماما‌ ! ........

مي‌گويند حسين خيلي غريب است .......

اما من مي‌گويم تو غريب تري . چون مي‌گويم حسين با همه غربتش در كربلا صحن و سرايي دارد، بر و بيايي دارد، ايوان طلايي دارد و در كرببلا دنيايي دارد از عشق و احساس و آنجا در اين سمت بين الحرمين آرميده است در كنار عباس.

اما تو يا باقر بن محمد .......

به نظر من تو غريب تري چون در خانه ات و در كنار جدت پيامبر و در كنار مادرت فاطمه كه نمي‌دانيم كجاي اين قبرستان منزل دارد آرميده اي و هيچ صحن و سرايي نداري . البته كه صحن و سرا هيچ نه بر مقام و منزتت مي‌افزايد و نه هيچ از آن مي‌كاهد بلكه شيعيان فقط با نشستن در صحن و سراي امامان احساس مي‌كنند كه آنان را در آغوش گرفته اند.

مي‌گويم غريب تري چون روز شهادتت همه زائران خدا مدينه را ترك مي‌كنند و به مشعر مي‌روند.

 و ناراحتم يارا!

 ناراحتم كه وهابيت بي سر و پا، وهابيت  بي منطق و كافر حتي نمي‌گذارد تا شيعيانت بر آستانت سر بگذارند. نمي‌گذارد تا با تو راحت درد دل كنند و بر مزارت بگريند .

وهابيت صحبت با شما را شرك مي‌شمارد.

اما روزي خواهد آمد كه مهدي با ذوالفقار و ذوالجناح بيآيد درب هاي بقي را بگشايد  و قبر مادرش را نشان دهد تا مردم بر مزار فاطمه بروند و آنروزهاست كه ما بر قبر همه شما مزارهايي خواهيم ساخت كه بر جنت فخر بفروشند .

آري اين مذهب پوچ و خرافه  و بي همه چيز اين مذهبي كه نه بنياني دارد و نه هيچ صحت و ريشه اي .

 

اين مذهب بي اساسي كه نه رهبري دارد و نه امامي  بايد از بين برود و آن هم به دست شيعه و سني  باهم چون وهابي ها نه تنها از برادران اهل سنت ما نيستند بلكه دشمن آنهايند.

نوشته شده توسط مجنون در پنجشنبه بیست و نهم آذر 1386
لينك مطلب

بسم رب الحسین

شهادت جانگداز جگرگوشه سلطان ایران حضرت جواد الائمه را به پیشگاه امام زمان (عج) و به پیشگاه همه مراجع بر حق شیعیان به خصوص ثقه الاسلام جوادی آملی و ثقه الاسلام بهجت تسلیت عرض می کنم.

باز ستاره اي در آسمان عشق افول كرد.

افول كه نه ..... تازه ابتداي راه است.

مگر نه آنكه ستاره تا سالها بعد از مرگش زيبايي بخش آسمان است.

ولي آنچه چشمان ناقص من مي‌بيند و در عقل ضعيف و محدود من مي‌گنجد در همين حد است كه بگويم ستاره اي افول كرد.

اما بگذاريد برايتان اين را كاملا بر پايه دليل بگويم.

درست است ستاره افول مي‌كند چون وجودي محدود است  اما مگر مي‌شود موجودي نامحدود افول كند؟

و جواب اين است:

خير –ائمه تجلي صفات خداوند هستند و اين را مي‌توانم براي خود حجت قرار دهمو مي‌توانم از آن بفهمم كه ائمه اطهار مظهر صفت باقي خداوند هستند  و نه تنها افول نمي‌كنند كه ر روز پر فروغ تر مي‌شوند.

آري........جواد الائمه را مي‌گويم.

 

بگذريم....

و باز مي‌بينم كه مهدي موعود رخت عزا بر تن كرده و زانوي غم در بغل گرفته است و گريان است از شهادت جدش.

نه از اينكه جدش چشم از اين دنياي كثيف بسته است. از آنكه جوادالائمه هم مانند پدرش به زهر كين و دشمني مسموم شده است.

و مي‌بينم كه عرش خدا ماتمكده عشق گرديده است و خداوند و فرشتگان ثناگوي ذات اقدس اين امام بزرگوارند.

باز مي‌بينم كه پدرش  را كه نگين ايران زمين است.

باز مي‌بينم كه بر فراز حريمش فرشتگان زاري كنان  و ناله كنان از سوگ جواد شيون برآورده اند.

چه شكوهي در اين حريم قدسي برپاست.

عجب اندوهي مشهد را گرفته است.......

جگرگوشه اش از دنيا رفته است....

ميوه دلش چون خودش به ظاهر زهر نوشيده اند كه در حقيقت، جام مي باقي نوشيده اند.  آنان از ميكده عشق خداوند ياريتعالي سبوي آزادگي برداشتند و جرعه اي از اين مي بي انتها را بر خود روا داشته اند.

درست است كه خداوند عرش معلايش را به ماتمكده تبديل كرده است.

درست است كه فرشتگان گرد حريم خودش و پدرش زاري كنان و شين كنان طواف مي‌كنند.

درست است كه عالم  در اين روز هر چه رنگ خوشي بر خود بگيرد نيرنگ و باطل است.

ولي .........شايد گوشه از اين جهان نامحدود از اين جهان بي كران عده اي هلهله كنند ، عده اي پايكوبان و رقص كنان از شهادتش خوشحالي كنند.

آري ...... شياطين خبيث هستند كه هلهله كنان و پايكوبان بساط شادي برپا كرده اند.

مي‌پرسي از چه؟

پاسخت اين است ....... چرا آنان خوشحال نباشند .... چرا پاي نكوبند، چرا هلهله نكنند و چرا نرقصند ..... چرا شادي نكنند در حالي كه  يكي ديگر از ابدال روزگار چشم بر رخ كثيف اين دنيا بسته است و يك نفر ديگر از هاديان امت كمتر مي‌شود.

باز 29 ذيقعده آمد و قلب شيعيان سياه پوش شهادت  جواد الائمه شد. باز آمد آخر ذيقعده  و مردمان يادي ديگر از رضا مي‌كنند ........ يادي از ائمه مي‌كنند.....ياد مي‌آورند كه آري ما هم صاحباني داريم...... متوجه مي‌شوند كه چقدر سرگرم امور دنيا بوده اند .......... متوجه مي‌شوند كه چقدر غفلت كرده اند .......مي فهمند كه اگر حال در اين دنياي پر فراز و نشيب در اين دنيا يي كه ظاهرش فريبنده است و درونش پوچ، اگر نماز مي‌خوانند ، اگر به هيئتها مي‌روند......... اگر به مسجد ها ميروند ... اين به دست خودشان نيست.... با ياد مي‌اورند اگر كاري مي‌كنند و اگر جايي مي‌روند كساني هستند كه قلاده شان را گرفته اند و به اين سو و آن سو مي‌كشند.

رشته اي بر گردنم افكنده دوست

مي‌برد هرجا كه خاطر خواه اوست

رشته بر گردن نه از بي مهري است

رشته عشق است بر گردن نكوست

                                                               «علامه طباطبايي»

آري اين ايام فرصت است .....زماني است تا بدانيم اين ريسمان و قلاده كه بر گردنمان است  و روي آن چه نقش بسته است و به دست كيست؟

كه بدانيم به جاي نوشته هاي باطل روي آن كلب الرضا نوشته اند.

روي قلادم نوشتم روز اول يا رضا

وقف سلطان خراسان اسمه كلب الرضا

 اين روزها  فرصت است تا از بند سخت گناهانمان برهيم و كمي به آخرتمان فكر كنيم.

كمي به صاحبانمان فكر كنيم كه نعمتمان بخشيدند و ما را نمك دادند و جز از نمكدان شكستن نديده اند.

فكر كنيم ...... اگر در شبي در خواب آنها را ببينم آيا رويمان مي‌وشد سرهامان را بالا بگيريم؟

اگر از ما بپرسند چرا آبروي مومنان را ميريزيد چه جوابي داريم...

بسيار جاي تامل دارد

و فرصت عمر كوتاه است

كمي بينديشيم

براي شادي روح سيد صلوات

 

نوشته شده توسط مجنون در دوشنبه نوزدهم آذر 1386
لينك مطلب

بسم رب الحسين

كبوتري بي آشيانم و گه گاهي بر آستان قدسي  ابالفضل پر مي‌زنم .

و هر بار دعا مي‌كنم كه آقايم بيايد.

دعا مي‌كنم تا بيايد.........

بيايد تا بفهميم آخر چه كسي راست مي‌گويد.......

چه كسي عالم است و چه كسي جاهل...............

بيايد تا علماي واقعي را بشناسيم.......

بيايد تا آن صورت ماه را ببينيم ........

بيايد تا شايد ديگر آرزوي ديدن حريم قبرش بر دلمان نماند...........

بيايد تا از دشمنان سيد كه دشمنان حسينند ريشه بكند..........

بيايد تا از اين غيبت ها

تا از اين تهمت ها

تا از اين دروغها

حيله ها

نبرنگ ها

فريب ها

بدحجابي ها

بد دهاني ها

بد ذاتي ها

و از اين چيزهايي كه مثل نقل و نبات شده در جامعه ما ريشه بكند.

بيايد تا شايد نماز جمعه هفته ديگر را پشت سرش در كربلا بخوانيم..........

بيايد تا غلامي غلام سگ كويش را بكنيم....

 

بارالها..........!

اينقدر مرا چشم انتظار نگذار .........

اگر در عمر من نمي‌آيد ..........

مرا بميران ...........

شايد شب اول قبر براي كمكم بيايد و انجا ببينمش......

 

 

كاش از حلقه زلفت گرهي وا مي‌شد

تا چو من زاهد دل گمشده رسوا مي‌شد

نوشته شده توسط مجنون در جمعه نهم آذر 1386
لينك مطلب

بسم رب الحسین

پنجره فولاد رضا دل منو جلا می ده

اگه آقا مدد کنه برات کربلا می ده

آسمان و زمین در سرور است ملائک هلهله می کنند و مدیحه سرای هستی یعنی خداوند  مدیحه عشق را سرداده است و نوری دیگر را تبدیل به جسم کرده است به شکلی که باز خود را شایسته((فتبارک الله احسن الخالقین)) می داند.

رضا را آفریده  هم او که ضامن آهو می شود.

هم او که لطف و کرمش آوازه سماوات و زمین است،

هم او که کفتران حریمش بر پادشاهان ارض می ارزند،

هم او که گنبد  طلائیش دل را جلا می دهد،

هم او که تا هر مریض از کاسه های سقاخانه اش شراب ناب می نوشد شفا می یابند،

هم او که که آستانش بر بهشت فخر می فروشد،

هم او که خاک قدمهای زائرانش به تمام دنیا می ارزد،

همان کسی که ایران از نامش آبرو می گیرد،

همان کسی که مهدی امروز رخت عزای جدش را با رخت شادی ولادتش عوض می کند،

همان کسی که صحن هایش،رواق هایش و جای جای حریمش با انسان صحبت می کند و می گوید:

اگر زرنگ باشید می توانید کربلایتان را بگیرید.

و این را به چشم می بینم؛گنبد طلایی، پنجره فولاد،سقاخانه و هرجای دیگرش مرا به فکر می برد که آیا می توانم از این پنجره فولاد  امضای ایوان طلایم را بگیرم.آیا می توانم از صحن انقلاب و از روبروی گنبدش و  از کنار مقبره آن شیخ بزرگوار امضای بین الحرمینم را بگیرم.

آقا...!دلم باز هوای صحنت را کرده،هوای صحن های پر ولوله که جای سوزن انداختن نیست. و هوای آن رواق های آینه کاری شده ات را و هوای آن ضریح منورت را.هوای آن صدای نقاره خانه ات را که دلم را می لرزاند.

ارباب! امسال به پیش گاهت آمدم  و مرا ردم که نکردی هیچ  خیلی هم تحویل گرفتی و نمک گیرترم کردی، به مهمانسرایت آمدم  تا از نان و نمک تو را بخورم. اما مگر از این بنده پست و از این سگ حلقه به گوشت غیر از نمکدان شکستن دیده ای.

اماما! دلم باز می خواهد به حرم با صفایت بیایم و در همانجا جان دهم شاید از بهشت این دنیا به آن امید کوچ کنم که از جهنم آن دنیا در امان باشم. 

ای گل موسی ابن جعفر کاش همرنگ تو بودم(سید ذاکر)

نوشته شده توسط مجنون در پنجشنبه یکم آذر 1386
لينك مطلب

امروز انخابات شوراي دانش‌آموزي بود.

دوباره داغ دلم تازه شد.

اگه بدونين چرا...

آخه پارسال من نماينده شهرستان دماوند در شوراي دانش‌آموزي استان بودم.

صحنه هايي ديدم  و صحبت هايي شنيدم كه مايه شرم هر شهيددوست و حسيني مذهبي است.

انتخابات بود همه رفتند روي صحنه و صحبت كردند سپس وقت آزاد شد براي تبليغات.....واي بر ما

خيلي بد بود........ هر دختر با يك پسر يه گوشه اي صحبت مي‌كردند.

نمي دانم چه لزومي دارد در كشوري كه نام اسلام را يدك مي‌كشد همان كارها و همان كثافت كاري هاي غربي انجام شود.

شوراي دانش آموزي مثلا هدفي را دنبال مي‌كند كه آن تربيت مدير متدين  خوب براي آينده انقلاب است.

اما چنين تشكل هايي كه دختر و پسر از هر قشري در آن حضور دارند. نه تنها به هدف خود كه تربيت يك مدير است نمي‌رسند بلكه به جاي توليد يك مدير خوب و متدين،فردي فاسد ، گناهكار و جدا از شئونات اسلام مي‌سازد.

آیا اين است اساس جمهوري اسلامي؟

بي جهت خون 300 هزار شهيد روي زمين نريخته، خون شهدا نريخته كه آن را لگد مال كنيم. خون شهيد براي آزادي ريخته شده ولي نه براي آزادي هايي كه ميتني بر فرهنگ غرب است.

چرااااااااا؟

چرا به راستي بعد از گذشت سه دهه از انقلاب اسلامي « توجه داشته باشيد به كلمه اسلام» بايد پر و دختر ما از لحاظ معنوي در اين حد ضعيف باشد. چرا بايد نماز خواندن روزه گرفتن و اعمال اسلامي براي يك دانش آموز اينقدر سبك شمرده شود. چرا جو مدارس ما شكلي است كه خواندن نماز، مسجد رفتن و روزه گرفتن، هياتي بودن بايد ننگ باشد. چرا نبايد در كشورمان 90درصد از دانش‌آموزان ما مسلمان واقعي باشند.چرا بعد از ريخته شدن خون مطهر شهدا بايد دانش‌آموزان ما به ناسزا گفتن بنازند.چرا بايد در بيش تر دانستن مسايل و موضوعات جنسي و مدل هاي غربي و مدل هاي ارتباطات جنسي  غرب فخر بفروشند.چرا ما بايد پس از گذشت اين همه سال  روحاني ديني مان را كه مي‌بينيم به او فحاشي كنيم و او را مسخره كنيم.چرا دانش آموزانمان بايد به گناه بيشتر بنازند.چرا بايد بعد از سي سال ناموس مردم را نگاه كنيم و شهوات خود را خاموش كنيم.چرا بايد دوستي با جنس مخالف براي دختران و پسران ما اعم از دانشجويان و دانش‌اموزان افتخار باشد.چرا دانشگاه هاي ما بايد فاحشه خانه باشد.چرا دانشگاه هاي ما بايد مظهر فساد و كثافت كاري و محل نمايش تجملات و آرايش ها باشد.چرا نبايد دانشگاه ما يك مكان مقدس باشد.چرا بايد تلويزيون رسمي كشور ما مركز نمايش انواع موسيقي هاي لهو و فساد و نمايش انواع فيلم هاي خارجي تحريك كننده جانان باشد.چرا دوباره نرد و پاستور و شطرنج و بيليارد آزاد شده. چرا بعضي از مراجع ما ورق را دوباره آزاد اعلام كره اند مگر دستور اسلام فرق كرده.جلد دوم قرآن آمده يا پيامبرمان عوض شده يا نعوذ بالله خداي ديگري ظهور كرده. چرا دانش آموزانمان،دانشجويانمان،بزرگسالان و حتي پيرمردان ما به هم جنس بازي مي‌نازند مگر كشورمان اسلامي نيست.

چرا به مردم نگوييم  مردانمان اگر عباسي ادب نباشند مسلمان نيستند و چرا نگوئيم زنانمان اگر زينب وار زندگي نكنند و اگر فاطمي حجاب نباشند مسلمان نيستند.چرا به جوانان نگوئيم اگر علي اكبر گونه نباشند بيهوده خود را مسلمان مي‌دانند. و چرا نوجوانانمان اگر قاسم گونه زندگي نكنند مسلمان نيستند.

چرااسلام ما شده فقط دهه اول محرم و سه شب قدر.

چرا اينگونه حيوان خو نشده ايم. چرا كشورمان را به دست افكار خوك مذهباني دهيم كه نه شيوه عيسي دارند و نه شيوه موسي. آدم مي‌كشند چون كشتن مورچه.

كشورمان در كل دنيا دوست نداردجز امام زمان. مابقي گرگ صفتاني هستند كه فقط منافع آنها برايشان مهم است. دينمان را كه از ما گرفته اند شيعه را كه زير سوال برده اند.

اما........

اين روي سخنم با وزير آموزش و پرورش  و هر مسئول ديگري  است كه سنگ صحه بر اين نوع كارها مي‌گذارد و به بهانه مشورت و تربيت مدير، ناموس از خانواده هاي دختران مي‌ربايد و غيرت از خنواده هاي پسران.

اي مسئولين محترم نظام آموزش و پرورش شما مسئوليد

خودتان را حفظ كنيد. شده ايد تكه چوبي  كه شناور در آب روان است و مي‌یود به ناكجا آباد.مملكت امام زمان است خود را بگيريد و با اين آب غرب زدي نرويد به سوي شيطان.

از خانواده هاي  شهدا شرم نمي‌كنيد؟

اگر حال شهدا بيايند و بگويند پس از ما چه كرديد چه مي‌گوييد؟

امام زمان را چه؟ آيا به جوابي داريد؟

به والله جواب نداريد و بدانيد حال اگر در نزد خود جوابي داريد آ» جواب براي امام زمان مورد قبول نيست.چون شما داريد به نسل هاي بعدي خيانت  مي‌كنيد پدران و مادرانشان را بي غيرت و چشم چران كرده ايد.

اگر حالا پستي داريد بدانيد آن دنيا به سختي مواخذه خواهيد شد. پس از همين حالا براي كارهايتان بينديشيد.

 

اماما از حضورت معذرت مي‌خواهيم كه با اينكه نام شما بر مملكت ماست هركداممان از آن يكي بدتريم.

آقا بيا و  ازاين فساد ها  ريشه بكن. 

اللهم عجل لوليك الفرج

نوشته شده توسط مجنون در سه شنبه یکم آبان 1386


  • درباره وبلاگ
  • خدا بیامرزه آسید جواد ذاکر رو.
    مگه ماها اشتباه نمی کنیم.یه صلوات برای شادی روح سید.
    براي اظهار نظرات از ايميل قسمت پايين يعني پست الكترونيك اقدام كنيد.
    متشكرم مجنون
    ضمنا تمامی دانلودهای این وبلاگ از وبلاگ دیوانگان حسین درج می شه .به اون سایت هم سر بزنید ضرر نمی کنید.
  • نقل قول از TAKP30
  • نویسنده
  • لوگوی سایت

  • " dir="ltr" size="20">

  • جستجو
  • :جستجو در گوگل
    :جستجو در همین صفحه

  • آمارسایت
  • »افراد آنلاين:
    »تعداد بازديدها:
    »کاربر: Admin

  • کدهای شما

  • Begin WebGozar.com Counter code --> !-- Start WebGozar.com Rss Reader code -->
  • Design By TAKP30
  • طراحي قالب با


    POWERED BY
    BLOGFA.COM

    کپي برداري از مطالب وبلاگ فقط با ذکر منبع مجاز ميباشد .

    All Rights Reserved 2005-2006 © by sajjad113.blogfa.com