تبليغاتX
دل نوشته های یک دانش آموز
خداوندا به تمام دارایی هایت قسم می دهم تو را مقام عالی سید جواد را متعالی بنما صفحه نخست ایمیل مدیر
دل نوشته های یک دانش آموز

بسم رب الحسين

يك مطلب تازه كه خودتان قضاوت كنيد كه اگر علما دخالت نمي‌كردند آيا اين اتفاقها مي‌افتاد و آنها مجبور مي‌شدند كه او را مرتد و صدايش را حرام اعلام كنند.

بي بي سي در همان ابتدا با اولين موضع آقاي مكارم شيرازي خبري منتشري كرده بود:

آنچه رهبران مذهبی ایران چندان انتظارش را نداشتند این بود که طیفهای مذهبی که گرایش سیاسی هوادار حکومت اسلامی دارند، سوگواریهای ماه محرم را به گونه ای برگزار کنند که اعتراض مراجع تقلید رسمی قم را به همراه داشته باشد.

آیت الله ناصر مکارم شیرازی از جمله روحانیان عاليرتبه ای است که به شکل علنی به مخالفت با آنچه بدعت در آیین عزاداری می داند پرداخته و انتقاد او که از تلویزیون دولتی ایران هم پخش شده، نشانگر این است که روحانیان سنتی قم از رشد چشمگیر نسل تازه ای از مداحان در چند ساله اخیر خرسند نیستند.

نوشته شده توسط مجنون در دوشنبه نوزدهم آذر 1386
لينك مطلب

 

بنام یاور بر حق

 

دیوانه ام من دیوانه

عبد در این میخانه ام

رخسار زیبای حسین شمع است و من پروانه ام

بگو حسین

بزن حسین

 

اینجانب سید علی مومنی متولد سال 1361 و ساکن تهران میباشم . مداحی را از پنج سالگی شروع کردم و اولین منبرم شانه پدرم بود . جد در جدم مداح بوده اند : پدرم ، پدر بزرگم و .................

اولین استاد بنده در این امر پدرم بودند و پس از آن آقای نریمان پناهی که خیلی کمکم کردند و در واقع الفبای اولیه را به من آموختند . در سنین نوجوانی نیز از محضر جناب آقای محمود کریمی بهره بردم و شروع حرفه ای کارم از هیئت یا زهرا بوده . مدتی را نیز در محضر مداح با اخلاص جناب محمد رضا طاهری بودم و پس از آن تقدیر و خدا و اهل بیت مرا با سید جوادذاکر آشنا کرد که زندگیم و راه و روشم و جنونم را با حضورشان تغییر و تحول دادند که از بخت بد به رحمت خدا رفتند و دل شیدای مرا در این دنیای فانی در به در کردند که البته به عقیده بنده با رفتنشان درس بزرگی به ذاکرین اهل بیت دادند که بنده در این مبحث قصد دارم که چند نمونه از آن دریای بیکران را بازگو نمایم که بنده با حضور در کنار ایشان چه چیزهایی آموختم و چه چیزهایی را به عینه دیدم که ره هزار ساله سلوک و معرفت را یک شبه طی نمودم . البته این جمله بنده حمل بر خود ستایی نشود که بنده در وادی سلوک و معرفت پشیزی بیش نیستم .

در همین ابتدای امر باید عرض نمایم که شاید در عرایض بنده گاها حرف هایی باشد که به عده ای بر بخورد ولی به خود مولا قسم که بنده روی صحبتم با محبین واقعی اهل بیت و دوستداران سید جواد نیست .

سید جواد ذاکر جوانی بود پر شور و با محبت و خونگرم که مصاحبت با وی هر فردی را واله و شیدای او میکرد و بنظر حقیر تاریخ دیگر نظیرش را نخواهد دید . سید جواد ذاکر مردی بود از تبار نور که با مرگش تولدی دیگر یافت .

 عده ای به من این خرده را میگیرند که اینقدر او را امامزاده نکن در صحبت هایت . ولی باید به عرض این عده از کم خردان برسانم که سادات آل پیغمبر خواهی نخواهی امامزاده هستند و نیازی به گفتن حقیر نیست . همانطور که حضرت محمد ص فرمودند : خوبی سادات را بخاطر خودش بخواهید و بدی اش را بخاطر ما .

سید که از بدی مبرا بود  . آیا به فرموده پیغبرمان عمل کردیم ؟ آیا حرمت سادات بودن وی را نگه داشتیم ؟ ما که حرف پیغمبرمان را قبول نداریم باید سید جواد را هم قبول نداشته باشیم . چیز بدیعی نیست .

سید جواد ذاکر بدی هیچ ذاکری را نمیگفت و بخل نداشت و همه ما دخیلان اهل بیت را ( البته اینطور که پیداست ما ملت دخیل مردمیم نه اهل بیت ) با همه خوبی ها و بدی ها دوست داشت و همیشه نکات مثبت همه را میدید و در مورد بدی ها سعی میکرد زاهنما باشد . البته نه با حرف بلکه با عمل .

نمیخوام برای هزارمین بار جریان آن جوان عرق خور را گوشزد نمایم که همه شماها بهتر از بنده در جریانش هستید .

بنده همنشینی طولانی مدتی با آن جواهر لایذال داشتم . گاه اوقات که به ایشان میگفتم سید جواد ، فلانی با تو لج کرده است و یا چنین حرفی را فلان جا پشت سرت زده ، میفرمود سید علی عیبی نداره چون مداح جد ماست دوسش داشته باش . منم که دوسش دارم . ولش کن .

و یکی از عامل هایی که با بنده الفت بسیار زیادی داشت این بود که زمان حتی قبل از بیماری شان که با بنده درد دل میکردند سعی میکردم بیشتر با عوض کردن مسیر صحبت ایشان را قدری از تنش های موجود در دور و برش دور نمایم .

سید مظلوم بود . مظلوم به معنای واقعی . اکثریت ملت مداح را در سی دی میبینند یا نهایتا در مجلسی جایی . با او نشست و برخاست آنچنانی ندارند و نمیدانند پشت پرده چه خبر است بدین علت حرفهایی میزنند که بدتر از هزار نوع زخم و خنجر است برای آن مداح . بعنوان مثال خیلی جاها بحث بود که میگفتند سید جواد ذاکر تکبر دارد محل کسی نمیگذارد و سر سنگین است .

بگذارید جواب این تهمت را بنده با این لفظ بدهم که ذاکر یا هر فردی که از دنیا دل بکند و دلخوشی از مردم نبیند حتی از اطرافیان بسیار نزدیکش شما خودتان قضاوت کنید که آیا دلسرد میشود یا خیر؟

حتی یک خسته نباشید هم برایش کافی بود . نه اینکه شهوت این چیزها را داشته باشد . نه . خسته نباشید هم برای سید این نبود که هر کجا دیدنش بگویند تیبه الله و ..................... خسته نباشید سید جواد ذاکر این نبود . بنده هم زیاد دوس ندارم باز صحبت کنم . همان به که با کنایه گفته شود .

 

سید جواد خیلی حق گردن شیعه دارد . یک عده میگویند سید برای جدش خوانده از جدش هم بگیره . چطور وقتی میخواند و همه گریه میکردند و دلشان میشکست و حاجت میگرفتند از خود بیخود میشدند ذاکری دیگر میخواند اینطور نمیشدند . او میتوانست برود در بیابان و در تنهایی مطلق برای جدش بخواند . ولی این کار را نکرد و با همه فشارهای روحی که متحمل میشد ذوقش را عشقش را شور و حال خالصانه اش را در مجالس ارباب با محبین اهل بیت تقسیم کرد .

سید جواد محبوب اهل بیت بود و نیازی به کسی نداشت . امیر المومنین هم یک عمر نماز شب خواند وقتی در محراب به شهادت رسید کوفیان گفتند مگر علی نماز بلد بود ؟ بله این حرف مردم ماست .

سید جواد ذاکر جوانی با معرفت و لوتی بود و این برای اهل دل ثابت شده است . سید جواد حرف عادی اش نیز دلنشین بود چه برسد به خواندنش برای ارباب . اگر او سی دی هایش ممنوع بود و خودش هم کافر بود چرا بعد فوتش تمام موسسه های ایران سی ی هایش را فروختند و خوردند ؟ که هنوز که هنوز است سر سفره سید جواد خیلی ها دارن سیر میشن . پس او کافر نبود این مردم بودند که کافر بودن  و بد بودند و بد ذات .

یک موسسه معروف در تهران واقع در پاساژ مهستان که نیازی به بردن نامش نیست وقتی سی دی های سید را قبل فوتش میخواستی میگفت : او کافر است ، دست نشانده است ، سی دی هایش را نداریم و نمیفروشیم . آن وقت بعد فوتش تا دید بازار بازار سید جواد است بر سر در موسسه اش نوشت سید آسمانی شد و شروع کرد به پخش و توزیع سی دی های سید جواد . یعنی کافری که بنظر  اینان کافر بود جایش  در عرش پاک خداست یا باز همان حرف من ؟ که خودشان کافر بودند .

بنده به جرات می گویم که مداحی را در تاریخ مداحی بیاورید که مانند سید جواد ذاکر شهوت و نفس نداشته باشد . نیست .

همچین فردی مادر تاریخ نزاده و نخواهد زایید . بنده با کمال صراحت عرض می نمایم که با تمام مداحان بوده ام . با تمام ذاکرین اهل بیت بوده ام و نشست و برخاست داشته ام ، ولی کسی مانند سید جواد ندیدم که نه شهوت خواندن داشته باشد و نه نفس شیطانی . و این چیزی بود که اهل بیت فقط به سید جواد ذاکر داده بود چونکه در خواندنش برای جدمان اخلاص داشت . اخلاص واقعی .

 

................................................................................................................

نوشته بالا ، قسمتی از دست نوشته های سید علی مومنی بود که عرضه گردید ، در پست بعدی مطالب دلنشین تری را خواهیم خواند .

اگر دلتان شکست ، اگر اشکی بر گونه هاتان جاری شد ، اگر دستی به دعا گشودید حقیران را نیز یادی کنید .

 

ملتمس دعای خیرتان هستیم

شادی روح سید جوانمرگمان صلوات حیدر پسند

علی علی

http://www.seidjavad.blogfa.com

نوشته شده توسط مجنون در دوشنبه پنجم آذر 1386
لينك مطلب

بسم رب الحسین

ولادت امام رضا شد و من باز از یک موضوع در حیرت؟!

چرا نوکر سیدالشهدا باید توسط یک سری طلبه در حرم امن علی ابن موسی الرضا مورد ضرب و شتم قرار گیرد.

آیا اینها آثار شوم یک حکم ارتداد نیست؟

آیا اینها تنگ نظری های بعضی طلاب و بعضی علمای ما نیست؟

اماما خودت حقش از دشمنانش بستان.

اللهم عجل لولیک الفرج

نوشته شده توسط مجنون در پنجشنبه یکم آذر 1386
لينك مطلب

بسم رب الحسين

اين هم يك شعر از سيد جواد ذاكر كه خيلي قشنگه:

هر چه باداباد امشب من به مي لب مي‌زنم

 

دم ز نام نامي زيباي زينب مي‌زنم

 

ذوالفقار عشق را بگرفته ام با دست جان

 

تيغ بر قلب كثيف خصم زينب مي‌زنم

 

گوش دل واكن ببين ذات خدا با ناي عشق

 

مي‌زند فرياد من هم دم ز زينب مي‌زنم

 

جنت رضوان به عشق روي او دارد صفا

 

پشت پا بر جنت بي روي زينب مي‌زنم

 

تا بفهمد عالم و آدم كه زينب مذهبم

 

نعره هو تا سحر با عشق زينب مي‌زنم

 

هر كسي بر قلب خود مهري زده در راه عشق

 

من به روي سينه خود مهر زينب مي‌زنم

 

تعنه بر من مي‌زند واعظ به كفر و ارتداد

 

خنده بر اين تعنه ها با ياد زينب مي‌زنم

 

اللهم عجل لولیک الفرج

نوشته شده توسط مجنون در دوشنبه بیست و هشتم آبان 1386
لينك مطلب

بسم رب الحسین

ديشب يه شعري از سيد مهدي شجاعي خوندم ديدم خيلي قشنگه گفتم حيفه كه در اين وبلاگ نباشه.

اي دريغا كه همه مزرعه دلها را

علف هرزه كين پوشانده است

و همه مردم شهر  بانگ برداشته اند

كه چرا سيمان نيست

و كسي فكر نكرد كه چرا ايمان نيست

و زماني شده است كه به غير از انسان هيچ چيز ارزان نيست

 

من مي‌گويم آري انسان آنقدر ارزان شده كه ريختن آبرويش براي هيچكس مهم نيست.

نوشته شده توسط مجنون در شنبه نوزدهم آبان 1386
لينك مطلب

بسم رب الحسين

با تسليت ايام  جانسوز شهادت رييس مذهب شيعه حضرت امام صادق (ع) به پيشگاه حضرت بقيه الله الاعظم(عج) و پيشگاه پرفيض مقام معظم رهبري(مدظله العالي) و  حضور محترم حضرت آيت الله جوادي آملي(روحي فداه) و خدمت همه مراجع برحق تشيع مطلب جديدي از سرگذشت شهيد راه عاشقي آل الله سيد جواد ذاكر(رضوان الله تعالي عليه) را كه يكي از دوستان در نظرات يكي از سايتها منتشر كرده بود به نمايش مي‌گذارم.

اميدوارم بتوانم در زنده تر نگاه داشتن ياد اين شهيد دلسوخته نقش خود را انجام دهم.

داستان از اينجا شروع شد....

تعدادي افراد معلوم الحال كه به قول سيد قصد تفرقه بين دوستداران امام حسين را داشتند، با سوء تعبير از شعرهاي مداح شوريده حال به او تهمت نارواي كفر زدند و وي را از شركت در مجالس منع كردند.

تا اينكه روز تولد حضرت علي (ع) با دلي شكسته جوابشان را داد...

مضمون شعر به شرح ذيل است:

گفتم اگر، گفتم اگر مستونه من كه من علي اللهي ام

خدا گواهه من كه من علي ولي اللهي ام

اللهي ام اللهي ام لااله الا الهي ام

اللهي ام اللهي ام لااله الا الهي ام ...

... توهينها و تهمتها بر ضد سيد جواد ذاكر ادامه داشت...

كه در يكي از مجالس چنين گفت:

ميخواي بگي كافرم ؟ خدا عادله،

ميخواي بگي مرتدّم ؟ خدا عادله، هرچي گفتين هر سنگي بود زدين ديگه، هر حرفي بود پشت سرم زدين، هر حرف ناروايي بود پشت سرم زدين ديگه، ميخواي بگي كافرم اميرالمومنين عادله اما اينو من ميگم: بي حب علي پست ترين كار صلاة است كمتر حركت در حرم شاه سجود است ...

در مجلسي ديگر:

زاهد و زاهد پرست از حال ما آگاه نيست،

هرچه گويد در حق ما جاي هيچ انكار نيست، اونچه ميخواي بگي بگو...

عاشقم فارغ ز گمراهي شدم، شكر حيدر حيدراللهي شدم.

تا اينكه رهبر طي مجلسي چنين گفت:

-اين مطالبي كه آقاي واعظي گفتند و بعضي آقايون درباره ي بنده( صحبتهايي كه سيد در مورد رهبر گفته بودند كه ما اين روضه ها و مجالس عزاداري را از داشتن چنين رهبري داريم )...- براي هيچ كس شيرين تر از خدا نيست ما اگر از رهبر چيزي بخواهيم جز وجود خودش چه ميخواهيم؟... -اينها مبالغات بزرگ و گرانيست، و من قاطعا صريحا و صادقا عرض ميكنم كه من كوچكتر از اين حرفها هستم.

حالا درباره ي شعر اون آقاي عزيز اكذبها، گفتند احسنها اكذبها، به ايشون نميشه ايراد كرد در شعر اين چيزها قابل قبوله ...

و سيد در جواب چنين گفت:

اين بحثايي كه حسين اللهي و زينب اللهي و لا اله الا فاطمين يه بحثاي احساساتيه و الا عقيده ي هيچ كدوم از ما اينجوري نيست. يعني هركس عقيدش همين باشه كه خدايي وجود نداره واقعا هم كفره، حالا اين يه بحث احساساتيه كه كل شعرا هم آورده اند خود امير امومنين هم ميفرمايد انا الاول و الآخرو الظاهر و و الباطن، لوح منم قلم منم روزي دهنده ي كهكشان و آسمان و زمين منم، حالا ما يه چيزي گفتيم اونجا واقعا هم عقيده ي ما اينه. كل خالق زمين و آسمان روزي دهنده ي افلاك يه طرف، يه بند انگشت اميرالمومنين خلق كردنو يه طرف، حالا بعضيا ميگن من كافر شدم نه خداي لاشريك له نه اينجا كسي كافره و نه بدعت ميخواد بذاره كه دل نازنين ارباب از ما شكسته بشه. ان شاء الله شاهد شكوه روز افزون عزاداري هاي سيدالشهدا باشيم، جلسات روضه در اين مملكت علوي باشيم همه ي اينها رو مديون شهدا و امام راحل هستيم مديون رهبرمون هستيم و افتخارمون اينه كه رهبرمون حسينيه حالا بعضيا بد و بيراه گفتن خدا خودش هدايتشون كنه كه بين ما حسينيا اختلاف ميندازن. به خدا يه پيرغلامي ميگفت شكر كنيد كه هرجا ميريد علم مشكي سيد الشهدا رو ميبينيد بايد زمان اون پهلوي لعنتي باشه تامردم تو گوش هم روضه بخونن اون موقع همه ميفهميم كه چه نعمتي به دست ما افتاده.

و در مجلسي ديگر...

ما همه جا گفتيم به والله ما نه كافريم نه اين چيزها رو قبول داريم ...

مدتي بعد اين افراد كه ديدند هرچه رشته‌اند پنبه شده و موقعيت خود را در خطر مي‌ديدند شروع به بازي جديدي كردند و اقدام به تحريك علما نمودند تا بتوانند بطور كلي سيد را منزوي كنند.

موفق شدند مكارم شيرازي را تحريك كردند و وي هم بر ضد سيد فتوا دادند. خدا نياورد روزي كه جاهلانِ به ظاهر عالم دين را به سمت سقوط بكشانند.

هركس ظرفيتي دارد، بالاخره طاقت سيد هم طاق شد و صبرش تمام...

در شعري گفت:

آنكس كه مرا رافضي ام ميداند،

نآن است كه بتوان زعلي برهاند.

فكر كردي ما صاحب نداريم؟ اگه تو به دنيات تكيه كردي ما به اين آقا(حضرت علي (ع)) تكيه كرديم. به من ميگي كافر من دينم اينه،

گر حب علي و آل پاكش كفر است، من كافر اولم خدا ميداند.

بي بي جان، ما كه روي تو پرستيم ملامت شنويم، بت پرستي اگر اين است كه اين مذهب ماست.

و الباقي داستان ...

هركي هستي باش جلسه ي سيدالشهدا بزرگاش هم كوچيكن، كافر به من ميگي ؟ باشه بگو، مرتد ميگي ؟ بگو اما روز قيامت بيا، اون موقع گردنت دست قنبر اميرالمومنينه...

سيد جواد ذاكر وقتي ديد مخالفينش براي موفق شدن در منزوي كردن وي از هيچ چيز حتي توهين به اعتقاداتش عبائي ندارند آرزوي مرگ كرد...

در مجلس عزاي حضرت رقيه چنين آتش به دل عاشقان زد:

خانم راست ميگم به اسمت قسم خانم، اونقدر حرف تو اين دلمه به كسي نگفتم بي بي، بي بي خسته شدم ديگه ميخوام بميرم، بي بي به اسمت قسم بسه، بي بي خلاصم كن،

چندي بعد علائم بيماري در وي نمايان شد و آرزويش مستجاب گرديد.

مدتي بعد از مرحله ي اول بستري شدن در روز عيد غدير حرفهائي زد كه جاي تامل دارد.

همه ردم كردن تو ردم نكردي. علي علي علي

 

 

نوشته شده توسط مجنون در دوشنبه چهاردهم آبان 1386


  • درباره وبلاگ
  • خدا بیامرزه آسید جواد ذاکر رو.
    مگه ماها اشتباه نمی کنیم.یه صلوات برای شادی روح سید.
    براي اظهار نظرات از ايميل قسمت پايين يعني پست الكترونيك اقدام كنيد.
    متشكرم مجنون
    ضمنا تمامی دانلودهای این وبلاگ از وبلاگ دیوانگان حسین درج می شه .به اون سایت هم سر بزنید ضرر نمی کنید.
  • نقل قول از TAKP30
  • نویسنده
  • لوگوی سایت

  • " dir="ltr" size="20">

  • جستجو
  • :جستجو در گوگل
    :جستجو در همین صفحه

  • آمارسایت
  • »افراد آنلاين:
    »تعداد بازديدها:
    »کاربر: Admin

  • کدهای شما

  • Begin WebGozar.com Counter code --> !-- Start WebGozar.com Rss Reader code -->
  • Design By TAKP30
  • طراحي قالب با


    POWERED BY
    BLOGFA.COM

    کپي برداري از مطالب وبلاگ فقط با ذکر منبع مجاز ميباشد .

    All Rights Reserved 2005-2006 © by sajjad113.blogfa.com