قلاده ساز عشق را گفتم که از جنس وفا
قلاده ای سازد مرا نقشش انا کلب الرضا
عو عو کنان بر درگهش بنهاده ام سر تا سحر
در آرزوی استخوان بر گنبدش دارم نظر
ولگرد بودم من ولی قلاده زد بر گردنم
زین روست من عو عو کنان دم از ولایش میزنم
در این مورد بعدا یه مطلبی خواهم نوشت
نوشته شده توسط مجنون در پنجشنبه سوم آبان 1386



