تبليغاتX
دل نوشته های یک دانش آموز
خداوندا به تمام دارایی هایت قسم می دهم تو را مقام عالی سید جواد را متعالی بنما صفحه نخست ایمیل مدیر
دل نوشته های یک دانش آموز

بسم رب الحسين

عيد قربان ........

عيد بندگي .......

عيد تسليم شدن در برابر خدا........

 عيد رويت خداوند تبارك و تعالي  .....

اگر عاقل باشيم و اگر عاشق و اگر خالص ........

خدا را خواهيم ديد.

 

...............................

ابراهيم .........

اسماعيل............

چه اراده اي مي‌طلبد ..........

فرزندش را به قربانگاه ببرد .........

 اين جاست كه به غير از خدا نمي‌بيند......

پسرش است .......

نور چشمش است........

ميوه دلش است..........

او را به قربانگاه مي‌برد؟؟!

هر قدم كه بر مي‌دارد .....

هر گام كه جلو مي‌رود ......

به ذات احد نزديك مي‌شود .......

و شيطان در كمين ........

.

.

.

.

آيا تو در دلت محبت ندارد ؟

پسرت را به قربانگاه مي‌بري؟

واي بر تو !

مي‌خواهي پسرت را بكشي ؟

 و ابراهيم هيچ درنگ نمي‌كند ........

بر شيطان كه دشمن آشكار اوست سنگ مي‌زند ............

 و باز قدم بر مي‌دارد و جلوتر مي‌رود .........

اسماعيل را به طرف زمين خوابانده است .........

 مي‌پرسي چرا؟

چون مي‌ترسد.......

مي‌ترسد چشمان مظلوم پسرش را ببيند و آن وقت ديگر خدا را نبيند ........

 تيغش را آنقدر تيز كرده است كه تا بر گلوي اسماعيل كشيد اسماعيل قرباني شود ........

اين است قصد قربت .........

و اين گاه مي‌گويند :قربة الي الله ......

 

مي‌كشد .........نمي‌برد ........

به تيغ نگاهي مي‌كند و مي‌كشد بر گلوي اسماعيل .... نمي‌برد ......

و حال ديگر ابراهيم آزمايش شد .........

او به مرحله اي رسيده است كه كمتر كسي مي‌تواند ...........

 او فناي در راه حق را بقاي خود مي‌داند ...........

و همين درست است ......

و اما ..........

سالها بعد ............

..

.

.

.

..

.

.

يك از اولاد محمد ........

به قربانگاه مي‌رود .......

آري حسين ........

نه تنها پسرانش كه برادرانش و خواهر زادگانش و تمام اقوام و يارانش را به قربانگاه مي‌برد .........

نه تنها ناراحت نيست كه خوشحال است .........

شنيده است كه پدرش شهادت را فوز و رستگاري خوانده است ........

مي‌رود به قربانگاه ......

به قربانگاه كربلا ........

مي‌رود به دل كفر .......

اگر آنجا ابراهيم به دست خودش مي‌خواست اسماعيل را ذبح كند.....

اينجا حسين عباس و علي اكبر و علي اصغر  و مظاهر و جعفر و عون را به دست كفاري مي‌دهد كه جلوي چشمشان كثيفي هاي دنيا گرفته است .........

اين كاروان عباس و علي  اكبر و علي اصغر و عون و جعفر و مظاهر و زينب و رقيه  و سكينه دارد .........

همه و همه به قربانگاه مي‌روند.......

بعضي ها قرباني اند و بعضي ها تماشاچي و بعد از آن اسير و بعد سخنران ...........

اگر شيطان به طرف ابراهيم رفت تا او را بفريبد ........

اگر شيطان قصد گول زدن ابراهيم را داشت ......

جرأت نمي‌كند به طرف حسين بيايد ...... حسين شيطان را هم فرشته مي‌كند ......  لبان حسين ديباچه عشق و هدايت است ...... سخنانش رودخانه رحمت الهي است .......

اگرابراهيم آنجا با هر قدم به ذات خداوند نزديك مي‌شد ..........

حسين نه در اينجا كه در هرجا تجلي ذات خداست ..........

اين حسين نيست كه راه مي‌رود ..... اين خداست كه دارد راه مي‌رود.........

اينجا حسين صحبت نمي‌كند........ خداوند صحبت مي‌كند....

 و اين حسين يك انسان معمولي نيست ......

بلكه تجلي ذات خداست........

خدا در او تجلي يافته .........

سخنانش.......

رفتارش........

و مناجاتش در عرفه .........

اينها كار خداوند است.........

.

.

.

.

اينجاست كه مي‌گويند همه پيامبرانسجده بر حسين مي‌اورند .........

 ابراهيم در جلال و عظمت حسين محو است .........

موسي زانو مي‌زند در مقابل حسين..........

عيسي سجده مي‌كند ....

و اين عظمت حسين است

الهي توفيقمان ده كه به مقامي برسيم كه جز تو چيزي و كسي نبينيم....

و شيطان نفس را به قربانگاه ببريم سرش را از تنش جدا كنيم و بر سينه اش بگذاريم....

عيد قربان مبارك

اللهم عجل لوليك الفرج

براي شادي روح سيد جواد صلوات

نوشته شده توسط مجنون در پنجشنبه بیست و نهم آذر 1386
لينك مطلب

بسم رب الحسين

عرفه روز دعاست!

روز نيايش است !

دعا يعني چه؟

دعا يعني خواستن

دعا يعني طلب كردن

يعني گدايي

 و گدايي از درگاه چه كسي؟

فقط خدا؟

 

...................................................

عرفه روز دعاست،روز نيايش است و يعني روز طلب كردن و گدايي است.

گدايي در جوار درگاه قدسي خداوند تبارك و تعالي ...

و عرفه يعني همان « مددت يدي»

 و يعني باز يك فرصت .........

يك فرصت براي اينكه باز بگويي  خدايا تا امروز ناداني كردم ببخش  زياد از تو غافل بودم زياد از تو دور بودم مرا ببخش.  مرا عفوم كن

عرفه برا يان است كه دستان خاليمان را به طرف آسمان دراز كنيم و بگوييم خدايا اين دستان را همانگونهخالي كه هست به ما بر نگردان....

توشه اي در آن بگذار .....

توشه اي از عشق........

توشه اي از انسانيت........

امروز مي‌ايم تا از تو بخواهم جانم را بستاني تا از اين دنيا برهم .......

امروز فقط نه براي اين مي‌آيم ....

مي‌آيم تا از در لطف حسين روزي بگيرم چرا كه محرم نزديك است،  چرا كه ديگر رخت هاي شادي جاي خود را به لباس مشكي ها مي‌دهند.چرا كه سفره شادي ديگر برچيده خواهد شد و بساط ديوانگي پهن مي‌شوند.

مي‌ايم تا امروز از حسين بخواهم تا به قلبم مهر جنون بزند و آماده شوم براي جنون براي ماه عشق بازي.....

اي رفيق در اين راه تاريك و لغزان  روزگار و در ولوله شياطين بيا تا از خدا بخواهيم كه ما را از سگان اصحاب مهدي قرار دهد.

از عرفه استفاده كنيم .....

اللهم عجل لوليك الفرج

براي شادي روح سيد جواد ذاكر صلوات

نوشته شده توسط مجنون در پنجشنبه بیست و نهم آذر 1386
لينك مطلب

بسم رب الحسين

مسلميه .........

مسلميه مقدمه اي براي رسيدن به واقعيت هاي عاشوراست .....

اولين شهيد.....

اولين سرباز......

اولين سفير .........

مسلميه شروع است .....

يك شروع فداكارانه .......

يك شروع زيبا .........

زيباييش از آن جهت است كه حسين ار ابتدا اقوام و خويشانش را براي حادثه كربلا پيش فرستاد.........

 و صد البته كه مسلم هم با آغوش باز اين مسئوليت را پذيرفت  زيرا كه مي‌خواست خدا را با آغوش باز در آغوش بگيرد.

 

 

 

اي كاش!

اي كاش مسلم مي‌توانست به حسين بگويد كه به كوفه نيايد .......

 و اگر مي‌توانست .........

اينگونه نمي‌شد .......

مي‌پرسي چگونه نمي‌شد؟

حنجره علي اصغر با تير سه شعبه دريده نمي‌شد......

فرق علي اكبر دوتا نمي‌شد .....

دستان عباس جدا نمي‌شد......

چشمانش كه نوربخش عالمي است تير نمي‌خورد .....

 در قتلگاه شمر روي سينه حسين نمي‌نشست......

زينب كتك نمي‌خورد............

رقيه در گوشه خرابه جان نمي‌داد ...........

 و چندين و چند موضوع ديگر اتفاق نمي‌افتاد .......

ولي با همه اينها اگر كربلا نبود ، اسلام نبود

اگر خون حسين ريخته نمي‌شد و زينب آينه انعكاس  كربلا نبود امروز شيعه اي وجود نداشت  و كسي ديگر منتظر مهدي نبود.

عاشقان بپاخيزيد........

كه مسلميه شروع عاشوراست .......

محرم از امروز شروع مي‌شود نه از يك ماه ديگر .......

 

ایام مسلمیه تسلیت باد.

اللهم عجل لولیک الفرج

برای شادی روح سید جواد ذاکر صلوات

نوشته شده توسط مجنون در پنجشنبه بیست و نهم آذر 1386
لينك مطلب

بسم رب الحسين

چه غمي آسمان را گرفته است ........

الان بايد مدينه سياهپوش باشد اما... .....

اما مگر اين وهابي هاي از خدا بي خبر مي‌گذارند......

باقر بن علي چشم از دنياي پر زرق  و برق بسته است..........

 و مهدي باز رخت مشكي بر  تن  كرده است............

مويه مي‌كند، لطمه مي‌زند، سينه مي‌زند و شيون مي‌كند از ظلم هايي كه بر اين جدش روا داشته اند.........

مگر همه پدرانش اينگونه شهيد نشده اند.؟

 جواب اين است :

 چرا ولي اين امام امامي فراتر از اين اوصاف است ،آخر او نه تنها ظلم هايي كه بر خودش و پدرش روا داشته اند ديده است. بلكه ظلم هايي را ديده است كه بر جد غريبش حسين روا داشته اند.

ظلم هايي را ديده است كه بر عمه سادات روا داشته اند........

آري .....

او در كربلا بوده است و همه صحنه ها را ديده است ........

ديده است كه ذوالجناح بي سوار  به سوي خيمه ها مي‌تازد.

 

اماما‌ ! ........

مي‌گويند حسين خيلي غريب است .......

اما من مي‌گويم تو غريب تري . چون مي‌گويم حسين با همه غربتش در كربلا صحن و سرايي دارد، بر و بيايي دارد، ايوان طلايي دارد و در كرببلا دنيايي دارد از عشق و احساس و آنجا در اين سمت بين الحرمين آرميده است در كنار عباس.

اما تو يا باقر بن محمد .......

به نظر من تو غريب تري چون در خانه ات و در كنار جدت پيامبر و در كنار مادرت فاطمه كه نمي‌دانيم كجاي اين قبرستان منزل دارد آرميده اي و هيچ صحن و سرايي نداري . البته كه صحن و سرا هيچ نه بر مقام و منزتت مي‌افزايد و نه هيچ از آن مي‌كاهد بلكه شيعيان فقط با نشستن در صحن و سراي امامان احساس مي‌كنند كه آنان را در آغوش گرفته اند.

مي‌گويم غريب تري چون روز شهادتت همه زائران خدا مدينه را ترك مي‌كنند و به مشعر مي‌روند.

 و ناراحتم يارا!

 ناراحتم كه وهابيت بي سر و پا، وهابيت  بي منطق و كافر حتي نمي‌گذارد تا شيعيانت بر آستانت سر بگذارند. نمي‌گذارد تا با تو راحت درد دل كنند و بر مزارت بگريند .

وهابيت صحبت با شما را شرك مي‌شمارد.

اما روزي خواهد آمد كه مهدي با ذوالفقار و ذوالجناح بيآيد درب هاي بقي را بگشايد  و قبر مادرش را نشان دهد تا مردم بر مزار فاطمه بروند و آنروزهاست كه ما بر قبر همه شما مزارهايي خواهيم ساخت كه بر جنت فخر بفروشند .

آري اين مذهب پوچ و خرافه  و بي همه چيز اين مذهبي كه نه بنياني دارد و نه هيچ صحت و ريشه اي .

 

اين مذهب بي اساسي كه نه رهبري دارد و نه امامي  بايد از بين برود و آن هم به دست شيعه و سني  باهم چون وهابي ها نه تنها از برادران اهل سنت ما نيستند بلكه دشمن آنهايند.

نوشته شده توسط مجنون در پنجشنبه بیست و نهم آذر 1386
لينك مطلب

بسم رب الحسین

سلام عزیزان به دلیل اینکه سرم شلوغ است و سرگرم شورع امتحانات هستم تونستن به روز شم اما انشاءالله فردا به مناسبت عید سعید قربان با مطالب امام محمد باقر  و عید قربان و عرفه به روز خواهم شد.

یا علی

اللهم عجل لولیک الفرج

نوشته شده توسط مجنون در چهارشنبه بیست و هشتم آذر 1386
لينك مطلب


  • درباره وبلاگ
  • خدا بیامرزه آسید جواد ذاکر رو.
    مگه ماها اشتباه نمی کنیم.یه صلوات برای شادی روح سید.
    براي اظهار نظرات از ايميل قسمت پايين يعني پست الكترونيك اقدام كنيد.
    متشكرم مجنون
    ضمنا تمامی دانلودهای این وبلاگ از وبلاگ دیوانگان حسین درج می شه .به اون سایت هم سر بزنید ضرر نمی کنید.
  • نقل قول از TAKP30
  • نویسنده
  • لوگوی سایت

  • " dir="ltr" size="20">

  • جستجو
  • :جستجو در گوگل
    :جستجو در همین صفحه

  • آمارسایت
  • »افراد آنلاين:
    »تعداد بازديدها:
    »کاربر: Admin

  • کدهای شما

  • Begin WebGozar.com Counter code --> !-- Start WebGozar.com Rss Reader code -->
  • Design By TAKP30
  • طراحي قالب با


    POWERED BY
    BLOGFA.COM

    کپي برداري از مطالب وبلاگ فقط با ذکر منبع مجاز ميباشد .

    All Rights Reserved 2005-2006 © by sajjad113.blogfa.com