تبليغاتX
دل نوشته های یک دانش آموز
خداوندا به تمام دارایی هایت قسم می دهم تو را مقام عالی سید جواد را متعالی بنما صفحه نخست ایمیل مدیر
دل نوشته های یک دانش آموز

 

بنام یاور بر حق

 

دیوانه ام من دیوانه

عبد در این میخانه ام

رخسار زیبای حسین شمع است و من پروانه ام

بگو حسین

بزن حسین

 

اینجانب سید علی مومنی متولد سال 1361 و ساکن تهران میباشم . مداحی را از پنج سالگی شروع کردم و اولین منبرم شانه پدرم بود . جد در جدم مداح بوده اند : پدرم ، پدر بزرگم و .................

اولین استاد بنده در این امر پدرم بودند و پس از آن آقای نریمان پناهی که خیلی کمکم کردند و در واقع الفبای اولیه را به من آموختند . در سنین نوجوانی نیز از محضر جناب آقای محمود کریمی بهره بردم و شروع حرفه ای کارم از هیئت یا زهرا بوده . مدتی را نیز در محضر مداح با اخلاص جناب محمد رضا طاهری بودم و پس از آن تقدیر و خدا و اهل بیت مرا با سید جوادذاکر آشنا کرد که زندگیم و راه و روشم و جنونم را با حضورشان تغییر و تحول دادند که از بخت بد به رحمت خدا رفتند و دل شیدای مرا در این دنیای فانی در به در کردند که البته به عقیده بنده با رفتنشان درس بزرگی به ذاکرین اهل بیت دادند که بنده در این مبحث قصد دارم که چند نمونه از آن دریای بیکران را بازگو نمایم که بنده با حضور در کنار ایشان چه چیزهایی آموختم و چه چیزهایی را به عینه دیدم که ره هزار ساله سلوک و معرفت را یک شبه طی نمودم . البته این جمله بنده حمل بر خود ستایی نشود که بنده در وادی سلوک و معرفت پشیزی بیش نیستم .

در همین ابتدای امر باید عرض نمایم که شاید در عرایض بنده گاها حرف هایی باشد که به عده ای بر بخورد ولی به خود مولا قسم که بنده روی صحبتم با محبین واقعی اهل بیت و دوستداران سید جواد نیست .

سید جواد ذاکر جوانی بود پر شور و با محبت و خونگرم که مصاحبت با وی هر فردی را واله و شیدای او میکرد و بنظر حقیر تاریخ دیگر نظیرش را نخواهد دید . سید جواد ذاکر مردی بود از تبار نور که با مرگش تولدی دیگر یافت .

 عده ای به من این خرده را میگیرند که اینقدر او را امامزاده نکن در صحبت هایت . ولی باید به عرض این عده از کم خردان برسانم که سادات آل پیغمبر خواهی نخواهی امامزاده هستند و نیازی به گفتن حقیر نیست . همانطور که حضرت محمد ص فرمودند : خوبی سادات را بخاطر خودش بخواهید و بدی اش را بخاطر ما .

سید که از بدی مبرا بود  . آیا به فرموده پیغبرمان عمل کردیم ؟ آیا حرمت سادات بودن وی را نگه داشتیم ؟ ما که حرف پیغمبرمان را قبول نداریم باید سید جواد را هم قبول نداشته باشیم . چیز بدیعی نیست .

سید جواد ذاکر بدی هیچ ذاکری را نمیگفت و بخل نداشت و همه ما دخیلان اهل بیت را ( البته اینطور که پیداست ما ملت دخیل مردمیم نه اهل بیت ) با همه خوبی ها و بدی ها دوست داشت و همیشه نکات مثبت همه را میدید و در مورد بدی ها سعی میکرد زاهنما باشد . البته نه با حرف بلکه با عمل .

نمیخوام برای هزارمین بار جریان آن جوان عرق خور را گوشزد نمایم که همه شماها بهتر از بنده در جریانش هستید .

بنده همنشینی طولانی مدتی با آن جواهر لایذال داشتم . گاه اوقات که به ایشان میگفتم سید جواد ، فلانی با تو لج کرده است و یا چنین حرفی را فلان جا پشت سرت زده ، میفرمود سید علی عیبی نداره چون مداح جد ماست دوسش داشته باش . منم که دوسش دارم . ولش کن .

و یکی از عامل هایی که با بنده الفت بسیار زیادی داشت این بود که زمان حتی قبل از بیماری شان که با بنده درد دل میکردند سعی میکردم بیشتر با عوض کردن مسیر صحبت ایشان را قدری از تنش های موجود در دور و برش دور نمایم .

سید مظلوم بود . مظلوم به معنای واقعی . اکثریت ملت مداح را در سی دی میبینند یا نهایتا در مجلسی جایی . با او نشست و برخاست آنچنانی ندارند و نمیدانند پشت پرده چه خبر است بدین علت حرفهایی میزنند که بدتر از هزار نوع زخم و خنجر است برای آن مداح . بعنوان مثال خیلی جاها بحث بود که میگفتند سید جواد ذاکر تکبر دارد محل کسی نمیگذارد و سر سنگین است .

بگذارید جواب این تهمت را بنده با این لفظ بدهم که ذاکر یا هر فردی که از دنیا دل بکند و دلخوشی از مردم نبیند حتی از اطرافیان بسیار نزدیکش شما خودتان قضاوت کنید که آیا دلسرد میشود یا خیر؟

حتی یک خسته نباشید هم برایش کافی بود . نه اینکه شهوت این چیزها را داشته باشد . نه . خسته نباشید هم برای سید این نبود که هر کجا دیدنش بگویند تیبه الله و ..................... خسته نباشید سید جواد ذاکر این نبود . بنده هم زیاد دوس ندارم باز صحبت کنم . همان به که با کنایه گفته شود .

 

سید جواد خیلی حق گردن شیعه دارد . یک عده میگویند سید برای جدش خوانده از جدش هم بگیره . چطور وقتی میخواند و همه گریه میکردند و دلشان میشکست و حاجت میگرفتند از خود بیخود میشدند ذاکری دیگر میخواند اینطور نمیشدند . او میتوانست برود در بیابان و در تنهایی مطلق برای جدش بخواند . ولی این کار را نکرد و با همه فشارهای روحی که متحمل میشد ذوقش را عشقش را شور و حال خالصانه اش را در مجالس ارباب با محبین اهل بیت تقسیم کرد .

سید جواد محبوب اهل بیت بود و نیازی به کسی نداشت . امیر المومنین هم یک عمر نماز شب خواند وقتی در محراب به شهادت رسید کوفیان گفتند مگر علی نماز بلد بود ؟ بله این حرف مردم ماست .

سید جواد ذاکر جوانی با معرفت و لوتی بود و این برای اهل دل ثابت شده است . سید جواد حرف عادی اش نیز دلنشین بود چه برسد به خواندنش برای ارباب . اگر او سی دی هایش ممنوع بود و خودش هم کافر بود چرا بعد فوتش تمام موسسه های ایران سی ی هایش را فروختند و خوردند ؟ که هنوز که هنوز است سر سفره سید جواد خیلی ها دارن سیر میشن . پس او کافر نبود این مردم بودند که کافر بودن  و بد بودند و بد ذات .

یک موسسه معروف در تهران واقع در پاساژ مهستان که نیازی به بردن نامش نیست وقتی سی دی های سید را قبل فوتش میخواستی میگفت : او کافر است ، دست نشانده است ، سی دی هایش را نداریم و نمیفروشیم . آن وقت بعد فوتش تا دید بازار بازار سید جواد است بر سر در موسسه اش نوشت سید آسمانی شد و شروع کرد به پخش و توزیع سی دی های سید جواد . یعنی کافری که بنظر  اینان کافر بود جایش  در عرش پاک خداست یا باز همان حرف من ؟ که خودشان کافر بودند .

بنده به جرات می گویم که مداحی را در تاریخ مداحی بیاورید که مانند سید جواد ذاکر شهوت و نفس نداشته باشد . نیست .

همچین فردی مادر تاریخ نزاده و نخواهد زایید . بنده با کمال صراحت عرض می نمایم که با تمام مداحان بوده ام . با تمام ذاکرین اهل بیت بوده ام و نشست و برخاست داشته ام ، ولی کسی مانند سید جواد ندیدم که نه شهوت خواندن داشته باشد و نه نفس شیطانی . و این چیزی بود که اهل بیت فقط به سید جواد ذاکر داده بود چونکه در خواندنش برای جدمان اخلاص داشت . اخلاص واقعی .

 

................................................................................................................

نوشته بالا ، قسمتی از دست نوشته های سید علی مومنی بود که عرضه گردید ، در پست بعدی مطالب دلنشین تری را خواهیم خواند .

اگر دلتان شکست ، اگر اشکی بر گونه هاتان جاری شد ، اگر دستی به دعا گشودید حقیران را نیز یادی کنید .

 

ملتمس دعای خیرتان هستیم

شادی روح سید جوانمرگمان صلوات حیدر پسند

علی علی

http://www.seidjavad.blogfa.com

نوشته شده توسط مجنون در دوشنبه پنجم آذر 1386
لينك مطلب

بسم رب الحسین

ولادت امام رضا شد و من باز از یک موضوع در حیرت؟!

چرا نوکر سیدالشهدا باید توسط یک سری طلبه در حرم امن علی ابن موسی الرضا مورد ضرب و شتم قرار گیرد.

آیا اینها آثار شوم یک حکم ارتداد نیست؟

آیا اینها تنگ نظری های بعضی طلاب و بعضی علمای ما نیست؟

اماما خودت حقش از دشمنانش بستان.

اللهم عجل لولیک الفرج

نوشته شده توسط مجنون در پنجشنبه یکم آذر 1386
لينك مطلب

بسم رب الحسین

پنجره فولاد رضا دل منو جلا می ده

اگه آقا مدد کنه برات کربلا می ده

آسمان و زمین در سرور است ملائک هلهله می کنند و مدیحه سرای هستی یعنی خداوند  مدیحه عشق را سرداده است و نوری دیگر را تبدیل به جسم کرده است به شکلی که باز خود را شایسته((فتبارک الله احسن الخالقین)) می داند.

رضا را آفریده  هم او که ضامن آهو می شود.

هم او که لطف و کرمش آوازه سماوات و زمین است،

هم او که کفتران حریمش بر پادشاهان ارض می ارزند،

هم او که گنبد  طلائیش دل را جلا می دهد،

هم او که تا هر مریض از کاسه های سقاخانه اش شراب ناب می نوشد شفا می یابند،

هم او که که آستانش بر بهشت فخر می فروشد،

هم او که خاک قدمهای زائرانش به تمام دنیا می ارزد،

همان کسی که ایران از نامش آبرو می گیرد،

همان کسی که مهدی امروز رخت عزای جدش را با رخت شادی ولادتش عوض می کند،

همان کسی که صحن هایش،رواق هایش و جای جای حریمش با انسان صحبت می کند و می گوید:

اگر زرنگ باشید می توانید کربلایتان را بگیرید.

و این را به چشم می بینم؛گنبد طلایی، پنجره فولاد،سقاخانه و هرجای دیگرش مرا به فکر می برد که آیا می توانم از این پنجره فولاد  امضای ایوان طلایم را بگیرم.آیا می توانم از صحن انقلاب و از روبروی گنبدش و  از کنار مقبره آن شیخ بزرگوار امضای بین الحرمینم را بگیرم.

آقا...!دلم باز هوای صحنت را کرده،هوای صحن های پر ولوله که جای سوزن انداختن نیست. و هوای آن رواق های آینه کاری شده ات را و هوای آن ضریح منورت را.هوای آن صدای نقاره خانه ات را که دلم را می لرزاند.

ارباب! امسال به پیش گاهت آمدم  و مرا ردم که نکردی هیچ  خیلی هم تحویل گرفتی و نمک گیرترم کردی، به مهمانسرایت آمدم  تا از نان و نمک تو را بخورم. اما مگر از این بنده پست و از این سگ حلقه به گوشت غیر از نمکدان شکستن دیده ای.

اماما! دلم باز می خواهد به حرم با صفایت بیایم و در همانجا جان دهم شاید از بهشت این دنیا به آن امید کوچ کنم که از جهنم آن دنیا در امان باشم. 

ای گل موسی ابن جعفر کاش همرنگ تو بودم(سید ذاکر)

نوشته شده توسط مجنون در پنجشنبه یکم آذر 1386
لينك مطلب


  • درباره وبلاگ
  • خدا بیامرزه آسید جواد ذاکر رو.
    مگه ماها اشتباه نمی کنیم.یه صلوات برای شادی روح سید.
    براي اظهار نظرات از ايميل قسمت پايين يعني پست الكترونيك اقدام كنيد.
    متشكرم مجنون
    ضمنا تمامی دانلودهای این وبلاگ از وبلاگ دیوانگان حسین درج می شه .به اون سایت هم سر بزنید ضرر نمی کنید.
  • نقل قول از TAKP30
  • نویسنده
  • لوگوی سایت

  • " dir="ltr" size="20">

  • جستجو
  • :جستجو در گوگل
    :جستجو در همین صفحه

  • آمارسایت
  • »افراد آنلاين:
    »تعداد بازديدها:
    »کاربر: Admin

  • کدهای شما

  • Begin WebGozar.com Counter code --> !-- Start WebGozar.com Rss Reader code -->
  • Design By TAKP30
  • طراحي قالب با


    POWERED BY
    BLOGFA.COM

    کپي برداري از مطالب وبلاگ فقط با ذکر منبع مجاز ميباشد .

    All Rights Reserved 2005-2006 © by sajjad113.blogfa.com