بسم رب الحسين
با تسليت ايام جانسوز شهادت رييس مذهب شيعه حضرت امام صادق (ع) به پيشگاه حضرت بقيه الله الاعظم(عج) و پيشگاه پرفيض مقام معظم رهبري(مدظله العالي) و حضور محترم حضرت آيت الله جوادي آملي(روحي فداه) و خدمت همه مراجع برحق تشيع مطلب جديدي از سرگذشت شهيد راه عاشقي آل الله سيد جواد ذاكر(رضوان الله تعالي عليه) را كه يكي از دوستان در نظرات يكي از سايتها منتشر كرده بود به نمايش ميگذارم.
اميدوارم بتوانم در زنده تر نگاه داشتن ياد اين شهيد دلسوخته نقش خود را انجام دهم.
داستان از اينجا شروع شد....
تعدادي افراد معلوم الحال كه به قول سيد قصد تفرقه بين دوستداران امام حسين را داشتند، با سوء تعبير از شعرهاي مداح شوريده حال به او تهمت نارواي كفر زدند و وي را از شركت در مجالس منع كردند.
تا اينكه روز تولد حضرت علي (ع) با دلي شكسته جوابشان را داد...
مضمون شعر به شرح ذيل است:
گفتم اگر، گفتم اگر مستونه من كه من علي اللهي ام
خدا گواهه من كه من علي ولي اللهي ام
اللهي ام اللهي ام لااله الا الهي ام
اللهي ام اللهي ام لااله الا الهي ام ...
... توهينها و تهمتها بر ضد سيد جواد ذاكر ادامه داشت...
كه در يكي از مجالس چنين گفت:
ميخواي بگي كافرم ؟ خدا عادله،
ميخواي بگي مرتدّم ؟ خدا عادله، هرچي گفتين هر سنگي بود زدين ديگه، هر حرفي بود پشت سرم زدين، هر حرف ناروايي بود پشت سرم زدين ديگه، ميخواي بگي كافرم اميرالمومنين عادله اما اينو من ميگم: بي حب علي پست ترين كار صلاة است كمتر حركت در حرم شاه سجود است ...
در مجلسي ديگر:
زاهد و زاهد پرست از حال ما آگاه نيست،
هرچه گويد در حق ما جاي هيچ انكار نيست، اونچه ميخواي بگي بگو...
عاشقم فارغ ز گمراهي شدم، شكر حيدر حيدراللهي شدم.
تا اينكه رهبر طي مجلسي چنين گفت:
-اين مطالبي كه آقاي واعظي گفتند و بعضي آقايون درباره ي بنده( صحبتهايي كه سيد در مورد رهبر گفته بودند كه ما اين روضه ها و مجالس عزاداري را از داشتن چنين رهبري داريم )...- براي هيچ كس شيرين تر از خدا نيست ما اگر از رهبر چيزي بخواهيم جز وجود خودش چه ميخواهيم؟... -اينها مبالغات بزرگ و گرانيست، و من قاطعا صريحا و صادقا عرض ميكنم كه من كوچكتر از اين حرفها هستم.
حالا درباره ي شعر اون آقاي عزيز اكذبها، گفتند احسنها اكذبها، به ايشون نميشه ايراد كرد در شعر اين چيزها قابل قبوله ...
و سيد در جواب چنين گفت:
اين بحثايي كه حسين اللهي و زينب اللهي و لا اله الا فاطمين يه بحثاي احساساتيه و الا عقيده ي هيچ كدوم از ما اينجوري نيست. يعني هركس عقيدش همين باشه كه خدايي وجود نداره واقعا هم كفره، حالا اين يه بحث احساساتيه كه كل شعرا هم آورده اند خود امير امومنين هم ميفرمايد انا الاول و الآخرو الظاهر و و الباطن، لوح منم قلم منم روزي دهنده ي كهكشان و آسمان و زمين منم، حالا ما يه چيزي گفتيم اونجا واقعا هم عقيده ي ما اينه. كل خالق زمين و آسمان روزي دهنده ي افلاك يه طرف، يه بند انگشت اميرالمومنين خلق كردنو يه طرف، حالا بعضيا ميگن من كافر شدم نه خداي لاشريك له نه اينجا كسي كافره و نه بدعت ميخواد بذاره كه دل نازنين ارباب از ما شكسته بشه. ان شاء الله شاهد شكوه روز افزون عزاداري هاي سيدالشهدا باشيم، جلسات روضه در اين مملكت علوي باشيم همه ي اينها رو مديون شهدا و امام راحل هستيم مديون رهبرمون هستيم و افتخارمون اينه كه رهبرمون حسينيه حالا بعضيا بد و بيراه گفتن خدا خودش هدايتشون كنه كه بين ما حسينيا اختلاف ميندازن. به خدا يه پيرغلامي ميگفت شكر كنيد كه هرجا ميريد علم مشكي سيد الشهدا رو ميبينيد بايد زمان اون پهلوي لعنتي باشه تامردم تو گوش هم روضه بخونن اون موقع همه ميفهميم كه چه نعمتي به دست ما افتاده.
و در مجلسي ديگر...
ما همه جا گفتيم به والله ما نه كافريم نه اين چيزها رو قبول داريم ...
مدتي بعد اين افراد كه ديدند هرچه رشتهاند پنبه شده و موقعيت خود را در خطر ميديدند شروع به بازي جديدي كردند و اقدام به تحريك علما نمودند تا بتوانند بطور كلي سيد را منزوي كنند.
موفق شدند مكارم شيرازي را تحريك كردند و وي هم بر ضد سيد فتوا دادند. خدا نياورد روزي كه جاهلانِ به ظاهر عالم دين را به سمت سقوط بكشانند.
هركس ظرفيتي دارد، بالاخره طاقت سيد هم طاق شد و صبرش تمام...
در شعري گفت:
آنكس كه مرا رافضي ام ميداند،
نآن است كه بتوان زعلي برهاند.
فكر كردي ما صاحب نداريم؟ اگه تو به دنيات تكيه كردي ما به اين آقا(حضرت علي (ع)) تكيه كرديم. به من ميگي كافر من دينم اينه،
گر حب علي و آل پاكش كفر است، من كافر اولم خدا ميداند.
بي بي جان، ما كه روي تو پرستيم ملامت شنويم، بت پرستي اگر اين است كه اين مذهب ماست.
و الباقي داستان ...
هركي هستي باش جلسه ي سيدالشهدا بزرگاش هم كوچيكن، كافر به من ميگي ؟ باشه بگو، مرتد ميگي ؟ بگو اما روز قيامت بيا، اون موقع گردنت دست قنبر اميرالمومنينه...
سيد جواد ذاكر وقتي ديد مخالفينش براي موفق شدن در منزوي كردن وي از هيچ چيز حتي توهين به اعتقاداتش عبائي ندارند آرزوي مرگ كرد...
در مجلس عزاي حضرت رقيه چنين آتش به دل عاشقان زد:
خانم راست ميگم به اسمت قسم خانم، اونقدر حرف تو اين دلمه به كسي نگفتم بي بي، بي بي خسته شدم ديگه ميخوام بميرم، بي بي به اسمت قسم بسه، بي بي خلاصم كن،
چندي بعد علائم بيماري در وي نمايان شد و آرزويش مستجاب گرديد.
مدتي بعد از مرحله ي اول بستري شدن در روز عيد غدير حرفهائي زد كه جاي تامل دارد.
همه ردم كردن تو ردم نكردي. علي علي علي


